یک عنوان خوب چگونه می تواند برموفقیت یک اثرتاثیربگذارد؟
ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ آذر ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

 

جواد شیدا

 یک عنوان خوب چگونه می تواند برموفقیت یک اثرتاثیربگذارد؟

 آیا یک عنوان مناسب درماندگاری اثردرذهن مخاطب نقشی دارد؟

 چه راه هایی برای انتخاب یک عنوان مناسب برای یک اثروجود دارد؟

 انتخاب یک عنوان برای شما چقدر اهمیت دارد وبرای این کار چه مقدار زمان صرف می کنید؟

 آیا یک عنوان مناسب می تواند در رای و نظر یک داور تاثیر گذار باشد؟

 آیا انتخاب عنوان یک عکس می تواند همچون امضای هنری یک عکاس  عمل کند؟

آیا وقتی  یک اثرعنوان ندارد آن اثر هویت ندارد؟

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 محمد حیدریان

 با درود

 شخصا همیشه بعد دیدن یک تصویر به عنوان ان می نگرم .....بیننده باید خود به چالش کشیده شود از سوی یک عکاس و عکس او

 گاه تصویر بدون عنوان خصوصا در ژانر مفهومی و فتو ارت انچنان قدرتمندانه عمل می کند که بیننده به چالش یافتن عنوان اثر  کشیده می شود

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 مهران میرزایی

 قطعا با انتخاب عنوان برای تصاویر،چرا ها را از بیننده میگیریم و منظورمان را راحت تر میرسانیم

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 ابراهیم روحی

 نظر به رسالت هنر که هیچ گاه توسط خود هنرمند نقد نمی شود این یکی نیز مستثنی از این قاعده نیست؛ یعنی ما با نامی که برای عکس انتخاب می کنیم دایره دید مخاطب را محدود تر در جهت فهم وی(عکاس) می کنیم؛ البته شاید این درست باشد که انتخاب یک اسم برای یک عکس شاید به نظر خود خالق اثر و در جهت فهم منظورش برای مخاطب کمک کند ولی پس خود مخاطب چی؟ آیا مخاطب حق ندارد برداشت خود را از کار داشته باشد؟ که اگر آن طور باشد و مخاطب نقشی در فهم و کشف اثر نداشته باشد به سختی می توان آن را هنر نام نهاد؛ چرا که هنرمند بر اثر خود رمز گذاری می نماید و مخاطب رمز گشایی و نه عکس موضوع

 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 آرش حمیدی

 جدیت یک عکاس را در مواجه با نام اثرش میتوان جستجو کرد

.

هرچند که بنا به دلایلی بسیاری از عکاسان  عکسهایشان را بی نام منتشر می کنند

.


-------------------------------------------------------------------------------------------

 

منبع:تالار گفتگو-گالری عکاسان حرفه ای

1pix.ir


چرا عکس هایمان را سیاه سفید می کنیم؟
ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ آبان ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

سوال:

 

چرا عکس هایمان را سیاه سفید می کنیم؟ آیا عکس های سیاه و سفید در ذهن مخاطب ماندگار تر هست؟ در کدام ژانر ها عکس های سیاه سفید مورد استقبال قرار می گیرد؟آیا داوران جشنواره ای  عکس های سیاه سفید را بیشتر می پسندند؟آیا ما در عکس هایمان سیاه و سفید زده نشده ایم؟

---------------------------------------------------------------

 پاسخ 1:

 

به یک نکته بسیار کلیدی و بسیار پر اهمیت اشاره کرده اید.مشکل بزرگی که شاید به خیلی عوامل محیطی و درونی بستگی دارد. به این نکته هم باید دقت کنیم که ادیت عکس های رنگی بسیار سخت و البته زمان بر است. و البته ادیت عکس های سیاه و سفید در ظاهر امر خیلی ساده و سهل الوصول است. این تنبلی را هم به عکاسان اضافه کنید که در فرایند ادیت رنگی دیده می شود.

اما عواملی چون محیط زندگی ما و روحیات عکاسان ما که بیش از پیش به آنچیزی توجه می کنند که دیگر عکاسان تکیه دارند و رهرو همان ایده و منش و راهی هستند که سالهاست طی طریق می کنند. بسیار واضح است که این ایدئولوژی نمی تواند در فرایند نگاه یک عکاس تاثیر گذار باشد و قتی که عکاس رهرو استاد خود است . سوژه هایی را بولد می کند که خوب می توان در آثار عکاسان بزرگ دنیا و حتی داخلی هم دید.

در این میدان البته کم هستند عکاسانی که از یک ایدئولوژی و شناخت مشخصی برای ادامه حیات جهان بینی خود استفاده کنند. به واقع حتی با نگاه به عکس سیاه و سفید تعدادی از عکاسان ،می توان به عمق مریض یک عکاس هم دست پیدا می کنیم. سوژه هایی که عموما نشانه ی سیاهی و فضای مسمومی است که مشخصا برداشتی از پیرامون و جامعه است. اما یک نکته بسیار مهم زمانی است که هنر جو به مد شدن این مقوله توجه کند. آنگاه می بینید که این روند بسیار خطر ناک است. اما همه ی جامعه ما نیست. مد شدن عکس های سیاه و سفید. مد شدن فضاهای وهم و تاریک . مد شدن فضاهای سیاه و چالش های اجتماعی ، مستند نگاری های بی هدف و بدون ایده ای مشخص. مد شدن گدا گرافی ، مد شدن عکس های ماکرو ، مد شدن عکس های پانارامای 360 درجه؟ شاید این پست شما تلنگری بود به یک مد گرایی در عکاسی. به چیزی بی هدف بولد می شود و شاید وقتی از خالق اثر بپرسید که چرا ؟ جواب مشخصی نداشته باشد. این جاست که حرف از مطالعه ، تحقیق ، دقت و نکته نهایی جهان بینی ، شناخت و گذر از سرگشتگی های تکراری پیش می آید. و درک این مطلب که مطالعه همیشه خواندن کتاب های قطور عکاسی نیست. مطالعه بیش از همه زندگی کردن در جامعه امروزی است. شناختن درد های ریزی که آدم های معمولی نمی توانند ببینند. چالش هایی که دید عکاسانه می تواند از بروز آن در سال های آینده جلو گیری کند. عکس باید این گونه پرتاب شود به سمت بیننده ، ادم های معمولی . نه جسد معلق ، نه خودکشی آدم ها ، نه اعدام اعدامی ها ، نه ترور ، نه جان دادن انسان ها...

البته همه ی این نوشته کلیت یک جریان نیست .گوشه ای است از مباحثی که امروز عکاسی و هنر و جریان های هنری را با خود به دره های عمیق می برد. و البته عکاسی پیش رو این فرورفتگی است.

---------------------------------------------------------------------------------------------

پاسخ2:

 

افراط در سیاه و سفید و استفاده از سبکی خاص , می تواند مسری شود . مخصوصا وقتی افراد تاثیر گذار و برجسته به آن تاکید داشته باشند . و وقتی در داخل کشور از عکس های عکاسانمان به طوری که باید استفاده نشده و عکاسان به سمت پذیرفته شدن عکس ها در جشنواره هایی خاص تمایل پیدا کنند .

در آخر تجربه ی خودم رو نقل کنم , اگر کسی ارزشی قایل بود , استفاده کنه .

در مدتی که در سایت 500px و یا pixoto فعالیت می کردم , شرایط خاصی رو تجربه کردم . یعنی با نظرات عکاسان حرفه ای سر و کار نداشته و بیشتر نظرات مردم عامه رو دیدم .

به مدت 1 سال جوری سبک خودم رو تغییر دادم که بیشترین محبوبیت رو بین اون جامعه داشته باشه . ( سایت pixoto شاید برای شما ناشناخته باشه ولی داوری در این سایت به این گونسیت که دو عکس رو به صورت مسابقه ای و Image Duel کنار هم قرار داده و مخاطب انتخاب میکنه کدوم قشنگ تره . هر عکسی شاید بالای 100 تا دوال و بیشتر رو تجربه کنه . و در نهایت امتیازی رو میگیره . من به شخصه یکی از عکس هام امتاز 780 رو گرفت و عکس برتر ماه در زمینه معماری شد که شاید در ماه حدود 15000 عکس در این سبک فرستاده بشه , هرچند اگه همین عکسو اینجا آپلود کنم . به احتمالی رد بشه )

خوب میگفتم, اکثر عکس های برتر جز در ژانری خاص در گالری های معتبر رنگی هستند , افراد عادی حقیقتا با اونها حال میکنن . و دوست دارن این جور عکس هارو به دیوار اتاق بزنن . حال دوستان تمامی عکس هارو سیاه و سفید میکنن . 

من با بعضی دوستان صحبت کردم و موضع گیری میکنند , حتی بر این باورند که کارشون هنری و اصولی تره و اصلا عکاسی رنگی جایگاهی نداره و فقط باید موارد خاصی رو رنگی ویرایش کرد . ولی با مشاهدات بنده این اصلا صادق نیست .

در آخر باید اشاره کنم , چه کسی و در چه جایی گفته که عکاسی عبارت است از عکاسی مفهومی و بس ؟ کمی نگاه رو بازتر کنیم . الان در ایران مردم چه عکس هایی رو بیشتر نیاز دارن ؟ چه عکس هایی رو بیشتر در فیسبوک و جاهای دیگه به اشتراک میزارن ؟ عکس مفهومی تاثیر گذار است ولی بخشی از نیاز هاست .

چرا عکس هایی نمیگیریم که در مجلات و سایت ها و .. ازش به جای عکس های خارجی استفاده بشه . و تمام این هارو واگذار کردیم به عکاسان آماتور ؟! کار تا جایی پیش رفته که عکسی آماتور و بدون استاندارد های اولیه در مجلات و کتاب ها و تقویم هامون چاپ میشه . چون اصلا در ایران اساتید هیچ تمایلی به ژانر هایی خاص ندارند و همه 1 سبک کار میکنند . 

ما خودمون باید کاری کرده و جایگاه عکاسی رو در کشور بهبود بدیم . الان در بین مردم تعریف درستی از عکاس حرفه ای نیست . جای این که عکاسان با عکس هایشان شناخته شوند. تنها اساتید با کتاب های عکاسی شان شناخته میشوند . انگار عکاسی تنها 1 درس است ...

--------------------------------------------------------------------------------------------

پاسخ 3

 

باسلام،من تو مقامی نیستم که در این مورد حرف بزنم...چون تنها یک عکاس آماتورم...ولی این درد گفته شده درد همه ی ما جامعه عکاسی هستش...که متاسفانه متاسفانه اساتید فن هر روز به اون بیشتر دامن میزنن...

انگار افسردگی در عکسهامون هم رسوخ کرده وافراد از رنگ بیزار شده اند...

---------------------------------------------------------------------------------------

منبع:تالار گفتگو-گالری عکاسان حرفه ای . 1Pix.ir